سوال مطرح شده : چرا در میان همه صفات الهی عدل بعنوان اصلی از اصول اعتقادی عدلیون ( معتزله و شیعه ) مطرح است مگر چه فرقی بین عدل و دیگر صفات خداوند مثل اراده ، قدرت ، علم و ... وجود دارد ؟
 
 سوال مطرح شده :
موضوع :  چرا در میان همه صفات الهی عدل بعنوان اصلی از اصول اعتقادی عدلیون ( معتزله و شیعه ) مطرح است مگر چه فرقی بین عدل و دیگر صفات خداوند مثل اراده ، قدرت ، علم و ... وجود دارد ؟
توضيحات : 

 



 چرا در میان همه صفات الهی عدل بعنوان اصلی از اصول اعتقادی عدلیون ( معتزله و شیعه ) مطرح است مگر چه فرقی بین عدل و دیگر صفات خداوند مثل اراده ، قدرت ، علم و ... وجود دارد ؟



از آنجا که اصل عدل در اصول اعتقادی مورد اختلاف عدلیون ( معتزله و شیعه ) و اشاعره است ، به سر منشاء این اختلاف که به دو علت تاریخی و کلامی بر می گردد اشاره می کنیم . 



برای توضیح علت تاریخی ناچاریم مختصری به چگونگی وضعیت اعتقاد مردم در صدر اسلام اشاره کنیم .



در صدر اسلام گروهی بودند به نام مرجئه که با تخریب افکار عمومی سعی در تحریف حقیقت اسلام داشتند . آنان می گفتند آیا اگر انسانی فاسق و کافر شد باید به کلی ناامید شود یا اینکه ممکن است خداوند در روز قیامت او را بیامرزد ؟



از آنجا که قرآن به صراحت می گوید: از رحمت خداوند ناامید نشوید خداوند همه گناهان را می آمرزد به این اعتقاد رسیدند که ممکن است خداوند روز قیامت افراد کافر و فاسق را مورد رحمت خویش قرار دهد پس کافران هم نباید مایوس شوند . به همین دلیل کلمه مرجئه از ریشه رجا به معنی امیدواری می آید و گروه مرجئه یعنی کسانی که امیدوار بودند .



هر چند که این سخن در ظاهر امر درست است و نباید از رحمت خداوند ناامید شد ولی آنان شکل انحرافی به این قضیه دادند و گفتند: چون ما امید داریم که خداوند همه گناهان را می آمرزد پس در مقابل ظالمان ، فاسقان و فاجران مخصوصا حکام و خلفای جور حق اعتراض ، انتقاد و نهی از منکر نداریم .



با این طرز تفکر حکام و خلفای نابحق وقت می توانستند سوء استفاده های فراوانی کنند و تمام فسق و فجور خود را توجیه کنند . آنان به استناد به همین دلیل حتی امام حسین (ع) را محکوم می کنند و می گویند: امام حسین (ع ) حق اعتراض به یزید را نداشت، او یک شورشی است چرا که برعلیه حاکم وقت قیام کرد و معتقدند خداوند بر مبنای قدرت مطلق می تواند یزید را ببخشد .



زمانی نگذشت که عدلیون ( شیعه و معتزله ) این طرز فکر را رد کردند و گفتند: خداوند علاوه بر قادر مطلق بودن عادل مطلق نیز هست و همین نقد عدلیون به اعتقاد مرجئه باعث شد مردم متوجه سوء استفاده حکام شوند و به همین دلیل مباحث مربوط به عدل بخاطر اهمیتی که داشت جزو اصول اعتقادی قرار گرفت .



در مورد علت کلامی هم باید بدانیم که عدل صفتی است که نفی یا اثبات آن نتایج متفاوت و متضادی دارد و بسیاری از مسائل اعتقادی مانند جبر و اختیار ، شرور ، شفاعت و ... متوقف بر اعتقاد به عدل است و با اثبات مسئله عدل می توانیم مسائل دیگر را هم اثبات کنیم .



بعد از آگاهی مردم نسبت به مسئله ای که مرجئه ایجاد کرده بودند ، حکام برای رسیدن به اغراض سوء خود فرقه ای به نام اشاعره را روی کار آوردند . آنها که پیروان ابوالحسن اشعری بودند معتقد بودند که هر چه خدا انجام دهد عدل است و عقل انسان نباید هیچ دخالتی در امور خدا داشته باشد . و از این طریق حسن و قبح عقلی را رد می کردند .



 شیعیان این تعریف از عدل را نمی پذیرند و معتقدند عدل به آن معنی که اشاعره می گویند عین ظلم است . اگر قرار باشد خداوند انسان فاسقی را به بهشت ببرد عین ظلم می شود و این نتیجه با داده های عقلی به دست می آید برای اینکه عقل سلیم می گوید که پاداش کار خیر ، خیر است و جزای کار شر ، شر است .



به کوشش: خانم طیبه وثوقی



استاد: سرکار خانم محمدزاده


تاريخ درج :  چهارشنبه 14 بهمن 1394  15:5
  درج پاسخ شما
موضوع :    
توضيحات : 
نام کاربر :   
پست الکترونيکي :