سوال مطرح شده : چرا حجاب؟ به این پرسش سه پاسخ می توان داد......
 
 سوال مطرح شده :
موضوع :  چرا حجاب؟ به این پرسش سه پاسخ می توان داد......
توضيحات : 

چرا حجاب؟!



به این پرسش سه پاسخ می توان داد:



1- مقدمه، با ذکر دو اتفاق تکان دهنده.



2- اجمال، همراه با چند مثال.



3-تفصیل، به صورت پرسش و پاسخ کامل.



 



"مقدمه"



الف) چند سال قبل در یکی از شهرستانها خبر عجیبی را شنیدم که تمام وجودم را لرزاند!!! با خود گفتم خدایا چرا؟ خدایا چگونه؟ خدایا اینان حیوانند یا انسان؟!



 



پدری به دخترش، به جگر گوشه اش، به پاره تنش، به نور دیدگانش "تجاوز" کرده است؟!!!



 



 می دانید او که بود؟ او مستخدم دبستان دخترانه ای بود، مردی که سه ماه قبل از آن واقعه همسرش را از دست داده بود و با دو دختر و یک پسر زندگی ساده ای داشت. مرد زحمت کشی که کلیه معلمان و مدیران او را فردی بسیار مودب، خوش اخلاق و روشنفکر و دلسوز می دانستند در کلاسهای شبانه درس می خواند و کلاس پنجم دبستان را به پایان می رسانید تصمیم داشت بعداز اخذ دیپلم به دانشگاه برود.



 



در هر حال با تلاش زیاد به کمک یکی از وکلای دادگستری موفق شدم با آن مرد 35 ساله به صحبت بنشینم.



 



او سرش را زیر انداخته همچون باران بهاری اشک می ریخت و درد و دل



می کرد .



 او چه می گفت؟



 



می گفت در دل تاریکی شب وقتی که دیگ شهوتم به جوش آمده بود دخترکم تنها در اتاقم خوابیده بود به نظرم رسید  یکی از معلمانی است که هر روز با لباسی قشنگ و آرایشی زیباتر جلوی دیدگانم قرار می گرفت و مرا مجذوب خود می نمود و همواره آرزوی لحظه هم بستری اش بی طاقتم     می کرد!!!



 



در آن زمان که از خود بی خود شدم فریادهای جگرگوشه ام صدای خنده های خوش طنین آن دخترطنازی بود که با آن لبخند قشنگش مرا بابا حسن صدا می کرد! در آن حالت حیوانی دست و پا زدن نو گلم حرکات زیبای دست و پای لطیف معلم ورزش بود که با آن لطافت دست و پای عریانش را حرکت   می داد!!!



 



به من بگویید چه کنم؟! من حیوانم !! من را بکشید! به خدا قسم من که قبلا در ده زندگی می کردم این چنین پست نبودم. کشاورزی بودم که صبح تا شب با زنان سالمند و جوانان محجوب و متین و موقر در کشتزارها کار می کردم همه آنها عنوان خواهر، مادر و دخترم را داشتند ....



دوباره به سرش می کوبید و فریاد می زد، اشک می ریخت و می گفت تو را به خدا مرا بکشید!"(1)



عزیزانم فکر کنید او حیوان نیست. او و امثال او انسانند. اما انسانهایی که شهوتشان را بعضی زنان و دختران بی حجاب تحریک نموده اند و نیروی تفکر و تعقل را از آنها ربوده اند!



چرا وقتی در اخبار بین المللی در آمار تجاوز به کودکان، کشتار، خودکشی ها، جنون ها، افسردگی های روانی و هزاران فساد بر می خوریم به تفکر نمی نشینیم  و علت را جویا نمی گردیم؟!



 



 



 



 



...................................................................



1-به نقل یکی از دوستان



 



 



"اتفاق دوم"



 سالها قبل که مبارزه با حجاب سراسر خیابانهای تهران را فرا گرفته بود و شعارهای مخالف با حجاب به علت تحریک سودجویان بازار داغی داشت، یکی از قربانیان هذیان تب تند بی حجابی می گفت:"من بنا بر اعتقادم و تشخیصی که از حجاب داشتم با آن لباس معقول ساده و خالی از هر پیرایش و ریا در خیابان می رفتم که ناگهان خود را با جمع تظاهر کنندگان علیه حجاب مواجه دیدم. در این لحظه تعدادی از آن بانوان به طرف من هجوم آوردند همراه با توهین و ناسزا و برخورد فیزیکی، بعضی از آنها فریاد می زدند این تو و امثال تو هستید که زنان را در بردگی و کیسه نگه می دارید و ناگهان یک صدای تحریک کننده از بین خانمها بلند شد که با حالتی تند فریاد می زد مرگ بر چادری. گویا چادری تمام منافعش را از او گرفته و او را در تنگنای بی آبرویی  و رسوایی قرار داده است هر چه خواستم با صحبت و دست از خود دفاع کنم امکان نداشت و فرصتی برای جواب نبود بالاخره با تلاش بسیار از آن مهلکه جان سالم به در بردم.



      به نظر شما آیا پوشش کامل بانوان به عنوان حجاب، کیسه و لباس بردگی است؟!



 اگر پوشش و لباسهای مخصوص علامت بردگی است پس افرادی که لباس رسمی می پوشند مانند کارکنان ارتش،  کلیه کت و شلوار پوش ها، همه کارکنان بیمارستانها و هتلها و کارگاهها و همه مردان و زنانی که لباس خاص شخصیتی و یا محلی می پوشند برده هستند!!



 



چادر که بعضی افراد آن را کیسه می نامند برای ما بانوان یک لباس شخصیت، حافظ حقوق، حافظ نظم اجتماع، حافظ روح و روان  همه افراد جامعه می باشد و همه اندیشمندان به آن معتقد بوده و هستند.



 



هیچ اداره، کارگاه یا دانشگاهی که در صدد انتخاب انسانهای وارسته است فرد را برای خوش لباسی، شیک پوشی، آرایش مدرن استخدام نمی کند. بلکه استخدام می شود چون انسان است و دارای فکر و اندیشه و شخصیت انسانی می باشد. هرگز چشمهای هوس آلود مردی را به خود جلب ننموده و نخواهد نمود و عده ای چون مگسان به دور شیرینی اطرافش جمع نشده و نمی شوند زیرا حلاوت ظاهری نداشته و هرگز پولش و ساعتها از عمرش را تقدیم استعمار گران غربی برای خرید لوازم آرایش و لباسهایی که برایش تدارک دیده اند ننموده است.



 



علیرغم آنان که آزادی زنان را در لباسهای محرک و پوشش کمتر می دانند ، باید گفت: "پوشش کامل و حجاب به زن، وقار و شخصیت داده و سنگری است که  زنان مبارز و مجاهد همچون حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (ع) برای آزادی بانوان از آن استفاده می کردند."



 



ای عزیزان حجاب کیسه نیست، حجاب بردگی نیست، حجاب مانع کار نیست، حجاب مانع افکار پیشرفته نمی باشد .



اسلام زن را به 1500 سال قبل بر نمی گرداند به دوران اسارت و بندگی نمی کشاند.



 



اسلام و حجابش یعنی آزادی از هر استعمار و از هر استثمار، یعنی آزادی از هر بندگی یعنی رهایی از هر توهین ... .



 



اسلام یعنی انسان شدن، آن هم انسانی مسئول، و گرنه انسان بدون مسئولیت مساوی حیوانیت است. 

تاريخ درج :  پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395  8:6
  درج پاسخ شما
موضوع :    
توضيحات : 
نام کاربر :   
پست الکترونيکي :